العلامة المجلسي

411

حياة القلوب ( فارسي )

مىكنم به طاعت خود ، بعد از بشارت سه سال گذشت ، پس بشارت إسماعيل مرتبهء ديگر آمد بعد از سه سال « 1 » . ودر دو حديث حسن منقول است كه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدند كه : صاحب ذبح كي بود ؟ فرمود : إسماعيل بود « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر از آن حضرت پرسيدند : ميان بشارت إبراهيم به إسماعيل وبشارت به إسحاق چندگاه فاصله بود ؟ فرمود : ميان اين دو بشارت پنج سال فاصله بود ، حق تعالى مىفرمايد فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ « 3 » يعنى إسماعيل ، واين أول بشارتى بود كه خدا به إبراهيم داد در باب فرزند ؛ وچون متولد شد براي إبراهيم إسحاق از ساره وإسحاق سه‌ساله شد ، روزى إسحاق در دامن إبراهيم عليه السّلام نشسته بود إسماعيل آمد وإسحاق را دور كرد ودر جاى أو نشست ، چون ساره اين حال را مشاهده كرد گفت : اى إبراهيم ! فرزند هاجر فرزند مرا از دامن تو دور مىكند وخود به جاى أو مىنشيند ؟ ! نه واللّه نمىبايد كه ديگر هاجر وپسرش با من در يك شهر باشند ، ايشان را از من دور كن ، وإبراهيم عليه السّلام ساره را بسيار عزيز وگرامى مىداشت وحقّش را رعايت مىكرد ، زيرا كه أو از فرزندان پيغمبران بود ودختر خالهء أو بود . پس اين امر بر آن حضرت بسيار دشوار آمد وغمگين شد از مفارقت إسماعيل ، چون شب شد ملكي از جانب خدا به خواب أو آمد وبه أو نمود كشتن پسرش إسماعيل را در موسم مكة ، پس صبح كرد إبراهيم بسيار غمگين به سبب آن خوابى كه ديده بود . چون در اين سال موسم حج درآمد ، إبراهيم عليه السّلام هاجر وإسماعيل را در ماه ذيحجه از زمين شام برداشت وبه مكة برد كه إسماعيل را در موسم حج ذبح كند ، پس أول ابتدأ كرد وپىهاى خانه را بلند نمود وبه قصد حج متوجه منى شد ، وچون اعمال منى را بجا آورد و

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 2 / 244 . ( 2 ) . تفسير قمى 2 / 226 . ( 3 ) . سورهء صافات : 101 .